کلاتو محکم بگیر باد نبره 3 17/1/87
دیروز هم از اون روزا بود هوا ابریه ابری بود و بادهای خفنی میومد طرف ظهر هوا یکم بهتر شد و منم رفتم یه دوشی گرفتم و لباسامو شستم و یه گوشه زیر آفتاب آویزونشون کردم بعدازظهر هم هوا بدتر شد و بادهای شدیدی میومد منم رفته بودم تو برجک و درو محکم بسته بودم چون از این بادها تجربه خوبی نداشتم (دفعه قبلی کم مونده بود بیفتم پایین
) شب وقتی خواستم بخوابم رفتم لباسامو وردارم که دیدم جا خیسه اما بچه نیست! یعنی کی میتونست لباس زیر منو دزدیده باشه؟
به هرکی بگی شک کردم از مسئول شیفت قرارگاه گرفته تا مسئول مخابرات پادگان و سربازهای آشپزخانه!!
کلی هم فکر کردم تا آخر به این نتیجه رسیدم که شاید کار باد باشه
اما من که محکم بسته بودمش!؟!؟ بعد 45تا سرباز رو مامور کردم تا محوطه پادگان رو بگردن و اگه زیر سنگ هم باشه پیداش کنن خودم هم یه هلیکوپتر ورداشتم
و با گشت هوایی سعی میکردم یه رد و نشونی از زیرپوشم پیدا کنم تلاشها بعد 3ساعت جستجوی بیوقفه نتیجه داد و زیرپوش قشنگم رو که به سیم خاردارهای دیوار پادگان گیر کرده بود
کشف کردن
(۲رکعت نماز شکر هم خوندم)
بعد پیدا شدنش به همه اجازه دادم برن بخوابن
خودم هم خوشحال و مسرور پوشیدمش و رفتم خوابیدم ![]()