مدتهاس دلم میخواد یه پست جدید بنویسم اما حوصلم نمیشه

آخه واقعا نمیدونم چی بنویسم

چند وقته مغزم قفل شده و هیچ کار خاصه دیگه ای نمیتونم انجام بدم

بیخیال

دیروز بازی فوتبال بود

بین تیم زردک هایه اصفهانی و شیاطین سرخ پایتخت

نیمه اول بازی رو که تو برجک بودم از شانس بدم تلویزیون برجک شبکه سه رو نمیگرفت من بدبختم از نتیجه کاملا بیخبر

نوبت نگهبانیم که تموم شد یه سواری دربست گرفتم و خودمو رسوندم قرارگاه و پریدم پایه تلویزیون تا ببینم چه خبره

بازی هم یک یک بود به نفع داور

این دقیقه هایه ساعت هم جو گیر شده بودن و تند تند میچرخیدن اونم به نفع زردک ها

به دقیقه های آخر بازی که رسیدیم دیدم تیمم داره قهرمانی رو از دست میده با خودم گفتم بهتره یه کاری بکنم

بعد 14 تا صلوات نذر کردم تا تیمم برنده بشه اما بازی رسید به دقیقه 90

دیدم خیلی ضایس 140 تا نذر کردم

شد دقیقه 93 تعداد صلواتا رو 500 تا کردم

شد دقیقه 95 دیدم نه واقعا بازی داره تموم میشه با خودم گفتم جهنم ضرر اتیش زدم به مالم ... و 1000 تا صلوات نذر کردم تا پرسپولیس بازی رو ببره و همین طور شد و همونجا گل زدن

گل زدن همانا و منفجر شدن پادگان همانا

منم که شدیدا جوگیر شده بودم کناریمو همچی زدن که تا 4 ساعت بعد دستایه خودم درد میکرد

(اون طفلی هم نفهمید تو اون شلوغی کی زدش وگرنه کلی ازم دیه میرفت.)

حالا شب موقع نگهبانیم هرچی صلوات میفرستادم مگه تموم میشد؟

نه یکی نه دوتا نه صد تا

آخه آدم عاقل هم واسه اینکه یکی دیگه بازی شو ببره 1000 تا صلوات نذر میکنه؟

خلاصه به هر صورتی که بود همشو فرستادم اما وقتی که تموم شد دهنم اینقدر کف کرده بود که نگو

درس عبرت هم شده که دیگه جو گیر نشم و زیاد تو نتیجه بازی هایه فوتبال با صلوات نذر کردنام تاثیر نذارم