طبق معمول امسال هم کلی از پولای تو جیبمو دادم واسه خریدن یه دفترچه کنکور

بعدش هم خیلی ریلکس پرش کردم و  سند کردم واسه بر و بچ سازمان سنجش

از اون طرف هم به بهانه کنکور از فرمانده مون ده روز مرخصی گرفتم و از پادگان جیم کردم و اومدم خونه پیش مامان جونم

 

طبق عادت همیشگی که باید تو وقت اضافه از خونه راه بیفتم تا نیم ساعت مونده به شروع آزمون تو خونه فیفا 09 بازی میکردم و تا ساعت رو دیدم یادم اومد که بلههههه

کنکور داری امین آقا

بعد مثل این تیر خورده ها آماده شدمو پریدم رو موتور و تخته گاز خودمو رسوندم

حالا جالبه مسیری که همیشه یک ساعته میرفتم رو ایندفعه بخاطر حسابی دیر شدن به بیست دقیقه رفتم و از همه جالب تر وقتی رسیدم اونجا یادم اومد که موتورم اصلا ترمزنداشته و از چند روز قبل قرار بوده درستش کنم اما یادم میرفته

تازه مداد و پاککن و ... رو هم جا گذاشتم و فقط شکلات و آبمیوه هایی که مامانم واسم خریده بود رو آوردم

اینا همه به کنار

ایتقد عجله داشتم که اصلا نفهمیدم آزمون ساعت چنده

دلم واسه خودم میسوزه که مثل این بچه مثبت ها دقیقا یه ساعت قبل شروع آزمون دم در دانشگاه فردوسی منتظر باز شدن درها بودم

و بالاخره درها باز شد اما نامردا بخاطر اینکه کسی تو جلسه گوشی نبره دم در ورودی بازرسی بدنی راه انداخته بودن

منم که اینقدر جنس قاچاق از دژبانی پادگان رد کردم و الان حرفه ای شدم و گوشیمو همچی جاسازی کردم که بعد تموم شدن آزمون خودم تا نیم ساعت تو لباسام دنبالش میگشتم (عمرا اگه بگم کجا قائمش کرده بودم!)

اینم بگم که هرچی شکلات و ... داشتم رو قبل شروع آزمون خوردم آخه خیلی خوشمزه بودن !!!

تازه بعد این همه سال یه چیز جدید هم راجع به کنکور کشف کردم

یه چند تا سوال که گل یا پوچ کردم و جواب دادم خسته شدم و خوابم برد

 وقتی بیدار شدم که دیدم آخرای آزمونه و یه آقایی داره به همه بچه ها کیک مجانی میده

به جون خودم راس میگم

حالا نمیدونم همه جا همینطوریه یا ایندفعه اتفاقی کیک دادن

آخه من همیشه نیم ساعت اول همه سوالارو جواب میدادم و اولین نفر از سالن خارج میشدم

ایشالا سال دیگه بخاطر همون کیکه هم که شده دوباره تو کنکور شرکت میکنم

شاید هم امسال قبول شدم

هر چی خدا بخواد....