چاله چوله
از اونجایی که سرمای وحشتناک پارسال بیشتر درختهای پادگان مون رو خشکوند امسال برای جبران اون همه درخت قطع شده حدود هزار و پونصد تا نهال جدید قرار شد بکارن
از اونجایی هم که آخر ساله و کفگیر پادگان به ته دیگ خورده به جای اجاره کردن یه بیل مکانیکی قرار شد هر سربازی 5 تا گودال واسه کاشتن درخت بکنه
تا اینجای کار زیاد مهم نبود اما کار وقتی مهم شد که گفتن همه سرباز ها باید چاله بکنن و هیچ کس معاف از بیل وکلنگ نیست
من و ناصر هم که اند دودر کردن این جور کاراییم وقتی دیدیم واقعا نمیشه از زیر کار در بریم, رفتیم و یه گوشه ده دوازده تا گودال کندیم و رفتیم به مسئول فضای سبز گودال ها رو نشون دادیم و کارمون تموم شد/
اما از اونجایی که این کار واسه ما که پایه خدمتی هستیم و یه جورایی واسه خودمون کسی هستیم حسابی خیط و ضایع بود گفتیم بهتره کسی از گودال کندن ما بویی نبره آخه واقعا بهمون میخندیدن
رو همین حساب وقتی مطمئن شدیم که گودالهایی که یواشکی کندیم رو تایید کردن و اسممون رفته تو لیست ، شایعه کردیم که:
" آره ؛ من و ناصر رفتیم ده دوازده تا گودال بی صاحب پیدا کریم. بعد پرشون کردیم و به عنوان یه زمین صاف نشون دادیم
بعد همون گودال ها رو دوباره خالی کردیم و به همین راحتی خودمونو از کندن گودال خلاص کردیم. "
و طبق معمول شایعه ای که خودمون واسه خودمون ساخته بودیم دهن به دهن چرخید و به گوش مسئول فضای سبز رسید و ...
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
مجبور شدم کلی چاله چوله وگودال جدید بکنم